سامیارسامیار، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره
مامان سمیرامامان سمیرا، تا این لحظه: 38 سال و 6 ماه سن داره
بابا سعیدبابا سعید، تا این لحظه: 41 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
عقدمونعقدمون، تا این لحظه: 15 سال و 17 روز سن داره
عروسیمونعروسیمون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

غزل قریب زندگیم

دومین سالگرد عروسی مامانی و بابایی

1394/11/17 23:56
نویسنده : مامان سمیرا
589 بازدید
اشتراک گذاری

پسرم عزیز دلم امروز دومین سالگرد عروسی مامان و بابا بود که برای ما یه طمع دیگه ای داشت امسال... طمع شیرین حضور تو عزیزم...بوس

به همین بهانه امشب رفتیم بیرون وشام رو بیرون خوردیم.(پیتزا بود واسه توهم سیب زمینی البته گفتیم نمک نزنن. چیزدیگه ای نمیتونستیم واست سفارش بدیم اخه خوب نیست واست فست فودخندونک) فکر کنم اولین بار بود که باتو رفتیم بیرون واسه شام. آخه  ما به خاطر تو سعی می کنیم رعایت کنیم و زیاد جایی نمیریم . چون هوا سرده.

خیلی دوست داشتی و حسابی ورجه وورجه می کردی به قول مادرجون انگار فنرت در رفته بودخنده رو میز هی بالا پایین میپریدی. خوشبختانه صندلی کودک داشت و خداروشکر گذاشتمت تو صندلی غذا و بهت سیب زمینی میدادم . انقدر شیطونی میکردی هی خودتو سر میدادی پایین و یه بارم که کلا گیر کردی اون وسطخنده آخه کمربند نداشت صندلیه 

مامانی حالا که انقدر بیرون رفتن و دوست داری قول میدم اگر پسرخوبی باشی بیشتر ببریمت بیرونزبان

بعدشم یه دوری هم لب دریا زدیم و رفتیم خونه.البته  اینم اولین بارت بود که اوردیمت دریا .ولی چون شب بود خوب خوب ندیدیش.البته انقدر کثیف بود ساحل که نگو.غمگینحیف ... 

درضمن تولد دایی جون موسی هم بود که ما تولدشو زودتر جشن گرفتیمو کادوشم نقدی دادیم.

سامیار و بابایی

زبونتو من بخورمممم

زبونتو من بخورممم

پسندها (3)

نظرات (5)

مامان سمیه
18 بهمن 94 13:55
به به مبارکه ان شالله بیستمین سالگرد رو کتار خواهر برادرهای سامیار جشن بگیرین عزیزدلم بازم تبریک میگم. ان شالله خوشبخت بشین
مامان سمیرا
پاسخ
ممنونم عزیزم خیلی لطف داری مرسی
مامان سمیه
18 بهمن 94 13:56
ما هم به خاطر غزل خیلی کم میریم بیرون. حالا فکر کن ما ماشینم نداریم یعنی مگه چی بشه یه بیرونی بریم
مامان سمیرا
پاسخ
آره بدون ماشین که خیلی سخته. منم همش استرس داشتم که چه جوری سامیارو نگه داریم سر میز خدارو شکر صندلی داشت یا نگران پوشک عوض کردنش بودم همش
.•♥خواهری بلور♥•.
18 بهمن 94 19:28
به به سمیراجونم به سلامتی و خوشی سامی وروجک گلم زندگیت به عشق و سلامتیت
مامان سمیرا
پاسخ
مرسی عزیزم انشاالله که پست جشن ازدواجتو ببینیم
دایی موسی
19 بهمن 94 14:03
انقدر این ریکا بیجمبه هسه
مامان سمیرا
پاسخ
به داییم بوردمه
مامان الی
20 بهمن 94 8:39
عزيزززم سالگرد ازدواجتون رو خيلي خيلي تبريك ميگم، انشااله كه اين روز رو كنار خانواده ساليان سال جشن بگيريد عزيززم، ني ني خوشگلمون دد دوست داره خو مامانش
مامان سمیرا
پاسخ
ممنونم عزیزم . خیلی لطف داری مرسی