سامیارسامیار، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 17 روز سن داره
مامان سمیرامامان سمیرا، تا این لحظه: 38 سال و 6 ماه سن داره
بابا سعیدبابا سعید، تا این لحظه: 41 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره
عقدمونعقدمون، تا این لحظه: 15 سال و 17 روز سن داره
عروسیمونعروسیمون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

غزل قریب زندگیم

بابایی شدن سامیار

1395/3/9 3:26
نویسنده : مامان سمیرا
865 بازدید
اشتراک گذاری

پسرنازم عزیز دلم چند وقتیه که خیلی بابایی شدی ... وقتی بابایی میاد خونه از خوشحالی نمیدونی باید چیکار کنی میدویی دور اتاقخندونک

شبا که می خوای بخوابی وقتی داری شیر می خوری بابایی هم باید بیاد پیشت دراز بکشه .اگه بره گریه می کنی می گی بیا..

یه شب که فقط می گفتی بابایی ..یعنی من اگه می اومدم طرفت جیغ می کشیدی.. اخرشم رو پای بابایی خوابت برد.

وقتی بابایی می خواد بره سرکار که حتما باید بریم یه اتاق دیگه تا بابایی یواشکی برهخندونک

درضمن چشم و بینی و دست و پا روهم بلدی . وقتی میگم پا تو هم تکرار می کنی و پاتو میاری بالا . به دست میگی دَ    و دستاتو میاری بالا. وقتی میگم بینی دستتو میذاری تو دماغتخنده

وقتی میگم موش بشو بینی تو چین میدی و فس فس می کنی.الهی قوربون پسر گلم برم منبوس

پسندها (3)

نظرات (1)

دایی موسی
22 خرداد 95 22:48
الکی میگه
مامان سمیرا
پاسخ
چی می گی تو دایی جون