سامیارسامیار، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره
مامان سمیرامامان سمیرا، تا این لحظه: 38 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره
بابا سعیدبابا سعید، تا این لحظه: 41 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
عقدمونعقدمون، تا این لحظه: 15 سال و 18 روز سن داره
عروسیمونعروسیمون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

غزل قریب زندگیم

سری عکس های سیزده ماهگی

مرزناک خونه ننه مادربزرگ مامانی باغ پدرجون(نوری کنار اسم باغ) باغچه حیاط خونه پدرجون سامیار با پیش بند دکتری عکس ها در حیاط عزیزجون اینم دیروز سه شنبه که سامیار مهمون داشت مهموناشم دوستای مامانی خاله مبینا و آوین جون و خاله مریم و خاله بهار بودن آقا سامیار و آوین جونی هم مشغول بازی...   ...
15 ارديبهشت 1395

جوونه زدن هم زمان سومین و چهارمین دندون سامیارم

سلام پسرم ... سومین و چهارمین دندونت هم مبارک باشه ... چند روز بود که لثه ت سفید شده بود اما هرچی نگاه می کردم دندونه در نیومده بود. اما دیشب تو خواب خیلی بی قراری می کردی چند باربیدار میشدی و  گریه می کردی. معمولا شبا سه چهار بار برای شیر بیدار میشی . اما دیشب بیشتر بود. تا این که همین تازه دیدم دندون (پیش )بالا وسط سمت راستت در اومده .. یه دندون دیگه هم سمت راست همین دندون در اومده یکم کوچیک تره... مبارک باشه عشق مامان ...
31 فروردين 1395

نتیجه سونو و آزمایش ... خوب

امروز رفتیم دکتر و بعد از کلی نشستن اونم فقط واسه نشون دادن عکس و آزمایش . بالاخره نوبتمون شد. دکتر گفت جواب آزمایشش که خوبه .تو سونو هم نوشته کبد و طحال بزرگه که شاید ماید یه عفونت یا ویروس باشه که درحال رفع شدنه. چون تو آزمایش خون همه چی خوبه. ولی دوهفته دیگه بیارید ببینم. مطب دکتر خیلی شلوغ بود دو تا خانواده هم از راه دور تنکابن و فیروزکوه اومده بودن کلی منتظر بودن. برخورد منشی هم اصلا خوب نبود!! کلی دعوا شد! پدرجونم اومده بود... از دوشنبه که جواب سونو رو گرفته بودیم دل تو دلش نبود.. لو داد که تو تنهایی گریه می کرد... بعد از اومدن بیرون از مطب بابایی گفت پدرجون گفت خدارو شکر که چیزی نبود و گریه ش گرفت... خوب شد من اونجا نبودم !! ...
25 فروردين 1395

واکسن یک سالگی

امروز صبح همراه بابایی رفتیم و واکسن تو زدیم . خدارو شکر خوب بود اولش یه خورده گریه کردی و زود خوب شدی خانمه گفت این واکسن تب نمیاره و نیاز به کمپرس سرد و گرم هم نداره. ولی یه هفته بعد شاید علایم تب و سرخجه رو نشون بده که اگه شدید بود باید ببریمت دکتر. وزنت 10.700 بود.قد 78 درضمن برای زردی صورت و دستت دوباره بردیمت پیش یه دکتر دیگه (دکتر اسماعیلی) گفت طحالت بزرگه و باید بررسی بشه . آزمایش خون و سونو نوشت . خدا کنه بخیر بگذره ! خدا کنه هیچی نباشه خیلی نگرانیم!! دیروز آزمایش خون رو انجام دادیم و 4تا شیشه ازت خون گرفتن . سونو هم فردا... خدایا نگهدار پسرم باش ...
22 فروردين 1395

فروردین ماه تو .... بیست و دوم روز تولد تو

مهربونم عزیزترینم الان که دارم برات می نویسم درست یک سال پیش تو این ساعت تو به این دنیا اومدی و شادی به من هدیه دادی عشقم... مشخصات کلی متولدین فروردین فروردین یعنی نوزاد طبیعت  سمبل: برّه      عنصر وجود: آتش       شعار: من هستم  سنگ خوش یمن: الماس      سیّاره: مریّخ     فلّز وجود: آهن     شخصیّت: کاردینال   رنگ محبوب: زرد    - الهام پذیر    فعّال و پیشرو  راهنمای ایده آلیست پرجنب و جوش ، فعّال ، عجول ، رک و بی پروا ، زود عکس...
22 فروردين 1395

اولین جشن تولد سامیارم

عشقم ، نفسم ، همه ی هستی ام ... عاشقانه می خوامت گلم عزیزم اولین جشن میلادت رو دو روز زود تر امشب جمعه به صرف شام با حضور پدربزرگا و مادربزرگ ها و دایی ها و عمه ها برگزار کردیم. چون فردا هم مادرجون مدرسه بود هم بقیه سرکار. یک شنبه هم که روز تولدت هست واکسن داری عزیزم. با تمام وجودم دوست دارم عشق من ، تمام هستی من... هرچقدر که میگم بازم کمه و اصلا دوس داشتنم تو این جمله ها و کلمه ها نمی گنجه... خدایا چقدر عجیبه و دوست داشتنی این عشق مادر و فرزندی.. خدایا ازت ممنونم بابت این نعمت! اینم یه سری عکس از تولدت سامیارم.. کیک تولدت که روش عکستو گذاشتیم و هم خوردنش شیرین بود هم یکمی سخت . مخصوصا واسه پدرجون که می خواست تقسیمش کنه! می...
20 فروردين 1395

مراحل راه رفتن سامیار

از راه رفتنت بگم پسرم که تقریبا کامل شدی و بیشتر راه میری تا چهار دست و پا. راه رفتنتم خیلی بامزه س مثل پنگوئن   اول شکمت میاد بعد خودت ... شلم هستی و فرمونم دست خودت نیست!  مثل ماشینی که جلو بندیش مشکل داره یهو چپ و راست میری بدون راهنما! خیلی دوست دارم پنگوئن من    ...
20 فروردين 1395